ღღدومين سالگرد ازدواج بابايي و مامانيღღ
سلام تبريك امروز دومين سالگرد ازدواج من و همسرم بود. و ثمره ي اين عشق دوساله گل پسري بنام عرشيا كوچولو هست. پارسال براي اولين سالگرد ازدواجمون رفتيم محمود آباد و چالوس.ولي امسال پسر كوچولو دست و پامونو بسته.البته ناراحت نيستيم و تازه خدا را هم شكر.تا باشه از اين دست و پا بستني ها تك تك ثانيه هايم متعلق به همسرم و نازنين پسرم هست. و هنوز خدا را فراموش نكرده ام كه هر چه دارم از محبت و لطف بيكرانش هست.همان خدايي كه همسر و پسرم را سالم از اتاق عمل بيرون آورد و همان خدايي كه پسري سالم بهم عطا كرد. نفسهايم به شماره مي افتد و در هر نفسم هزاران بار شكرت را بجا خواهم آورد و ناتوانم تا ذره اي از...
نویسنده :
ساسان و مهرنوش
7:18



