عرشیاعرشیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

ღ♥ღ`*•عرشيا كوچولو•*´ღ♥ღ

محرم آمد و ...

سلام. با عرض تسلیت به مناسبت این ایام به همه ی پدران و مادران و نوزادان پاک سرزمین همیشه ایران:   باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است و اینم یه شعر زیبا ...در ادامه مطلب     ((بوي كربلا)) دل من وقتي مي گيره واسه كرببلا يه سفر مي رم به مشهد پابوس امام رضا به سرم وقتي هواي خاك كربلا مياد دل من فقط حريم حرم رضا مي خواد چشا...
10 آذر 1390

دعا برای عرشیا کوچولو

سلام بابایی عزیزم عزیزکم امروز یه دنیا دلم برات تنگ شده.خیلی دلم گرفته.ایشالله شنبه زودی بیاد دیدار تازه بشه. خدایا به این محرم و این روزهای عزیز قسمت میدهم پسرم را از هر بدی و بیماری حفظ کن خدایا به این روز های مقدس سوگندت میدهم رنگ بدی و غم را از فرزندم دور فرما خدایا به حق این ساعات بزرگ قسمت میدهم پسرم را آنچنان که باید و شاید و شایسته ی خوبی هاست نیکی و اخلاق نیکو عطاء فرما خدایا از همه ی الطاف بیکرانت سپاسگزارم بابایی عزیزم دوستت دارم. اینم از طرف پسرم: خدایا از اینکه من را سالم آفریدی ممنونم. خدایا من سعی میکنم بنده ی خوبت باشم. ...
10 آذر 1390

قاسم در میانه ی میدان

قاسم بن الحسن در میانه میدان «قاسم بن الحسن» فرزند بزرگ امام حسن مجتبی(ع) كه نوجواني تازه‌بالغ بود نيز در آن جمع حضور داشت و اين صحنه‌هاي شور و شيدايي را مشاهده مي‌كرد. وي از عمو پرسيد:«آيا من هم به همراه يارانت كشته خواهم شد؟» دل امام(ع) براي يادگار برادر سوخت و پرسيد...     «قاسم بن الحسن» فرزند بزرگ امام حسن مجتبی(ع) كه نوجواني تازه‌بالغ بود نيز در آن جمع حضور داشت و اين صحنه‌هاي شور و شيدايي را مشاهده مي‌كرد. وي از عمو پرسيد:«آيا من هم به همراه يارانت كشته خواهم شد؟» دل امام(ع) براي يادگار برادر سوخت و پرسيد: «اي پسرك من! مرگ نزد تو چگون...
10 آذر 1390

برای همسرم(از طرف بابایی)

سلام همسر مهربانم   برای تو که عظمتت برایم دنیایی از شادیها را دنبال دارد برای تو که مثل باران چشمهایت دیدنی است ٬ شهر خاموش نگاهت دیدنی است. زندگانی معنی لبخند توست ٬ خنده هایت بی نهایت دیدنی به بهانه ی باریدن بارون امروز  نهم آبان .اینجا(عسلویه) بارون میاد و من بینهایت از تو دورم. ولی دلم انجا در پستوی تنهایی خانه پیش توست. دوستت دارم تا نهایت کلام از خدای بزرگ نیز متشکرم که چون تویی را برای شریک زندگی ام سر راهم قرار داد. میدونم عرشیا کوچولو این  روزا اذیتت میکنه. ممنونم از همه ی زحماتت. پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین که ه...
9 آذر 1390

بابايي دلم برات تنگ شده

سلام بابايي من كه سر كار  هستم تو هم خونه ي بابابزرگي كي ميايي؟ من دلم برات تنگ شده.الان 11 روزه كه نديدمت. بابايي قشنگم همش صداي گريتو   از پشت گوشي ميشنوم. دوستت دارم بابايي نازم. ماماني از تو و مادربزرگ هم ممنونم كه ني ني كوچولو را مواظبتش ميكنين.ايشالله منم شنبه ميام. دوستتون دارم. به افتخار ني ني هاي پاك سرزمين جاويدان ايران.                                              ...
8 آذر 1390

عكسهاي محرم و بچه ها

سلام با عرض تسليت به مناسبت فرا رسيدن ايام سوگواري اباعبدالله الحسين بحضور تمام پدران و مادران سرزمين بزرگ ايران و تسليت اين ايام عزيز به پيشگاه مقدس امام عصر (عج) ، اميدست كه راه درستي و راستي را در پيش گيريم و فرزندانمان را با اصول راستي و درستي و صداقت آشنا سازيم كه همانا پيام عاشوراست. چند عكس درباب محرم آماده كرده ام كه بحضورتان تقديم مي شود. عكسها در ادامه مطلب...     ...
6 آذر 1390

عاشورا

امروز يكم محرم است.عاشورا فرا رسيد.غم هاي دلمان بر حسين و يارانش خواهد تركيد. عاشورا بر تمام پدران و مادران سرزمين ايران زمين تسليت باد. انشاء الله فرزنداني تربيت كنيم كه حسيني وار و پاك زندگي كنند: ریشه «عاشورا» کلمه عشر بمعنی «ده» است، عاشورا دهم محرم و روز شهادت حضرت ابی عبداللّه الحسین (ع) می­باشد. عبداللّه بن فضیل هاشمی گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: به چه جهت روز عاشوراء روز مصیبت و غم و اندوه و گریه شد در صورتی که روز وفات پیغمبر (ص) و فاطمه (ع) و شهادت امیر المؤمنین (ع) و شهادت امام حسن (ع) این چنین نیست؟ فرمود: به جهت اینکه روز حسین (ع) مصیبتش از هر روزی سنگین­تر است، زیرا اصح...
6 آذر 1390

ܓܨ☆تولد عرشیای کوچولوܓܨ☆

سلام پسرم بدنیا اومد. هم نازه هم خوشکل البته همه هم گفتن الهی قربونت بشه بابا دوستتون دارم ایشالله همه ی نی نی هاتون سالم بدنیا بیان اونا هم که نی نی شون متولد شده خدا براشون نگهشون داره       ...
5 آذر 1390

ღღدومين سالگرد ازدواج بابايي و مامانيღღ

  سلام تبريك امروز دومين سالگرد ازدواج من و همسرم بود. و ثمره ي اين عشق دوساله گل پسري بنام عرشيا كوچولو هست. پارسال براي اولين سالگرد ازدواجمون رفتيم محمود آباد و چالوس.ولي امسال پسر كوچولو دست و پامونو بسته.البته ناراحت نيستيم و تازه خدا را هم شكر.تا باشه از اين دست و پا بستني ها تك تك ثانيه هايم متعلق به همسرم و نازنين پسرم هست. و هنوز خدا را فراموش نكرده ام كه هر چه دارم از محبت و لطف بيكرانش هست.همان خدايي كه همسر و پسرم را سالم از اتاق عمل بيرون آورد و همان خدايي كه پسري سالم بهم عطا كرد. نفسهايم به شماره مي افتد و در هر نفسم هزاران بار شكرت را بجا خواهم آورد و ناتوانم تا ذره اي از...
5 آذر 1390